اسلام ناب

متن شبهه:

کلینی، که برای شیعیان نقش بخاری را ایفا می‌کند، در کتاب الحجه از اصول کافی روایت کرده است که مهدی بر اساس شریعت داود و آل داود حکم می‌کند. بر این اساس شیعیان معتقد به نسخ دین محمدی و بازگشت به یهودیت هستند؛ یعنی بر اساس این روایات، مهدی به شریعت و آیین پیامبران یهود حکم می‌کند و دین محمدی را کامل نمی‌داند.

خلاصه پاسخ:

الف) عبارت «حکم بحکم داود و سلیمان» به معنای حکومت کردن مهدی بر اساس شریعت داود نمی‌باشد، بلکه «حکم» در لغت بمعنای قضاوت کردن و داوری است.

ب) بر اساس برخی روایات خداوند داود را در میان پیامبران به قضاوت بر اساس عالم واقع منحصر به فرد کرده است؛ بنابراین معنای حدیث این است که مهدی بر اساس عالم واقع حكم می‌كند و این است مفهوم حكم كردن بر اساس شریعت داود (علیه السلام).

پاسخ كامل:

بر اساس روایاتی که در برخی کتب روایی شیعه و از جمله کتاب کافی آمده است مهدی مانند داود نبی حکم می‌کند. برخی این روایات را به معنای نسخ آیین محمدی و بازگشت به یهودیت می‌دانند؛ یعنی بر اساس این روایات ناگزیریم بپذیریم مهدی به شریعت و آیین پیامبران یهود حکم می‌کند و دین محمدی را کامل نمی‌داند.

از آنجا که پذیرش این مسئله با فلسفۀ بعثت پیامبران و تکمیل رسالت ایشان تنافی دارد آنها را جعلی و موضوع می‌دانند و به خاطر وجود این اخبار در کتب روایی شیعیان و از جمله کتاب کافی به اعتبار جوامع روایی شیعه خدشه وارد می‌کنند. به راستی آیا پس از آنکه دین الهی توسط آخرین پیامبر خدا تکامل یافت سزاوار است بپذیریم مهدی بر اساس شریعت داود حکم می‌کند؟

برای پاسخ به این سؤال مطالب خود را به شرح زیر ارائه می‌کنیم:

بر اساس مستند اشکال، که جملۀ «حکم بحکم داود و سلیمان» می‌باشد، این عبارت هرگز به معنای حکومت کردن مهدی بر اساس شریعت داود نیست، بلکه «حکم» به معنای قضاوت کردن و داوری است.1 و مراد از این عبارت این است که قضاوت و داوری مهدی در آخرالزمان مانند قضاوت و داوری داود و آل داود است.

چنین به نظر می‌رسد که قضاوتهای داود و خاندان او یک نوع قضاوت خاص و منحصربه فرد بوده که در این حدیث بیان شده است. داود یکی از پیامبران بزرگ بنی‌اسرائیل بود که حکومتی عظیم داشت و در آیات متعددی از قرآن مقام والای او ستوده شده است. خداوند قدرت فراوانی به او عنایت کرده بود و حتی کوهها و پرندگان را مسخر او ساخته بود.2 قرآن یکی از قضاوتهای او را چنین نقل می‌کند:

روزی دو برادر نزد داود آمدند و گفتند بین ما قضاوت کن. یکی از آنها گفت: «من یک میش دارم و برادرم نود و نه میش ودر عین حال مدعی است که این یک میش هم از آنِ او است.» حضرت داود بدون اینکه تأملی کند و از متهم چیزی بپرسد حکم را صادر کرد و هیچ‌گونه دلیل و بینه‌ای در تأیید سخنان شاکی نطلبید. با توجه به اینکه هیچ‌گونه اعتراضی از سوی متهم مطرح نشد می‌توان گفت این حکم مورد قبول طرفین واقع شده است.

نمونه‌های دیگر از قضاوت داود (علیه السلام):

ـ روزی شخصی نزد داود آمد و مدعی شد فلان شخص مالم را دزدیده است. در همین حال به داود (علیه السلام) وحی شد که متهم پدر شاکی را کشته و مالش را ربوده است. در این هنگام داود بدون هیچ گونه بررسی و دلیل خواستنی دستور قتل دزد را صادر کرد و او را کشت و مردم از این کار تعجب کردند.

ـ روزی پیرمردی نزد داود آمد و گفت این جوان بدون اجازه وارد باغ من شده و ضمن خوردن انگورهای آن آنها را خراب کرده است. در همین هنگام خداوند به داود (علیه السلام) وحی کرد که این پیر، پدر جوان را کشته و باغ آنها را غصب کرده است و پول زیادی از آنها دزدیده است. آن‌گاه داود (علیه السلام) بدون هیچ‌گونه پرسش و دلیل خواستنی شمشیری به جوان داد و گردن پیر را زد و باغ را به جوان بازگرداند.3 بر اساس برخی روایات موجود در کتب روایی، خداوند داود را در میان پیامبران به قضاوت بر اساس عالم واقع منحصر به فرد کرده است؛4 به عبارت دیگر داود (علیه السلام) به حکم واقعی امور، از طریق الهامات غیبی آگاهی می‌یافت و به همین خاطر در امر قضاوت، ظواهر امور را رعایت نمی‌کرد و بدون درخواست بینه و دلیل حکم می‌کرد. این مسئله مخصوص داود (علیه السلام) است و پیامبران دیگر این‌گونه حکم نمی‌کردند، بلکه بر اساس حجتها و دلائل ظاهری حکم صادر می‌کردند. پیامبر عظیم‌الشأن اسلام نیز چنین حکم می‌کردند؛ به طوری که خودشان فرمودند: «إنّما أقضی بینکم بالبینات و الایمان».5

بنابراین حکم کردن و قضاوت کردن داود (علیه السلام) یک شاخصۀ منحصربه فرد دارد و آن این است که وی در قضاوت، بر اساس الهامات غیبی و عالم واقع حکم می‌کند. آنچه در روایات شیعیان بارها نقل شده حاکی از مضمون فوق است و مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر اساس علم (الهی) خود حکم می‌کند و دلیل و بینه نمی‌طلبد؛ همان‌طور که علی (علیه السلام) گاهی چنین عمل می‌کرد و داود و سلیمان نیز گاهی چنین قضاوت می‌کردند.6

بر اساس برخی از روایات می‌توان فهمید كه مهدی بر اساس عالم واقع حكم می‌كند و این است مفهوم حكم كردن به شریعت داود (علیه السلام) مانند:

ـ امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «إذا قام قائم آل محمد (صلی الله علیه و‌ آله)، حکم بحکم داود و سلیمان و لا یسئل الناس بینة.»7

ـ امام صادق (علیه السلام): «إذا قام قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله) حکم بین الناس بحکم داود لایحتاج إلی بینة یلهمه الله فیحکم بعلمه»8

به امید تحقق وعدۀ الهی که چون به وقوع بپیوندد بساط ظلم و جور در سرتاسر جهان برچیده شود و حکومت صالحان در زمین محقق گردد.


1. رک: ابن منظور، لسان العرب، داراحیاء التراث العربی، ج12، ص141؛ فیروزآبادی، قاموس الحیط، ج4، ص98؛ زبیدی، تاج العروس، مکتبة الحیاة، بیروت، ج8، ص252 و … .
2. ص / 18و 19.
3. کافی، کتاب النوادر، ج7، ص421.
4. اصول کافی، ج7، ص421.
5. اصول کافی، دارکتب الاسلامیه، ج7، ص141 و تهذیب الاحکام، دارکتب الاسلامیة، ج7، ص229.
6. شرح اصول کافی، ملاصالح مازندرانی، ج6، ص419.
7. بصائر الدرجات، محمدبن حسن صفار. موسسه اعلمی. ص279. کافی ج1 ص379.
8. مستدرک الوسائل، موسسه آل البیت. ج17، ص365 و الارشاد، مفید، ج2، ص386.

 





طبقه بندی: راهنما شناسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : جمعه نوزدهم فروردینماه سال 1390 توسط : احمد صادقی