اسلام ناب


سلام

چند روز پیش به جوانی برخوردم که سؤالاتی در مورد دین داشت به یقینم شما نیز به چنین سؤالاتی از جوانان برخورد کرده‌اید. سؤال اینکه چرا دین؟ چرا دین‌داری؟ و اینکه مگر خدا در قرآن نگفته که اکراهی در دین نیست و بشر مخیر است که خودش انتخاب بکنه؟ با چند دقیقه گفتگو متوجه شدم که والدین این جوان مذهبی‌اند؛ و حال چرا این جوان دچار سرگردانی شده است جای تأمل دارد. البته باید بگویم هر بلایی که بر سر انسان می‌آید از افراط و تفریط است و متأسفانه این امر در مورد جوانان هم وجود دارد.

دسته ای جوانان را قشری جاهل و نافهم و ناشی و بی تجربه و غیر قابل اعتماد می‌دانند و آنان را برای هیچ امری از امور فردی و اجتماعی لایق نمی‌دانند؛ و به او مانند موجودی می‌نگرند که چشم بسته و بی چون و چرا به بزرگتر چشم بگوید. در مقابل، گروهی دیگر آنقدر دم از جوان و جوانی می‌زنند و آن قدر تعابیر عجیب و غریبی به کار می‌برند که حتی این امر بر خود جوان هم مشکوک می‌شود؛ و البته هر دو گروه به خطا رفته‌اند.

ولی خود جوان به دنبال هیچ‌کدام نیست جوان به دنبال رفع تشنگی درون خود است. جوان می‌خواهد با یک پاسخ خوب روح تشنه خود را سیراب کند. پاسخی که از سر صدق و صفا باشد نه مغرضانه و تعصبی.

جوان از هر قوم و ملتی که باشد و با هر رنگ و نژادی که باشد به طور فطری به دنبال معرفت و عشق پاکی است که خداوند در او به ودیعه گذاشته و نیز جوان در دوران جوانی بیشتر طالب اخلاق و سجایای اخلاقی است به همین خاطر دانشمندان روانشناسی این دوران را دوران ماورای طبیعی می‌نامند.

سن جوانی دورانی است که جوان نیاز به حمایت روحی دارد حمایتی که عاقلانه و عالمانه باشد. چاره درد جوان ما استفاده از روش دستوری نیست که باعث نفرت و دین گریزی باشد. درد جوان ما را تحمیل کردن دین چاره نمی‌کند چون دین پذیرفتنی است نه تحمیلی.

دستورات خشک جوان ما را سر گردان می‌کند و سر دو راهی قرار می‌دهد. امیدوارم تربیتمان جانانه باشد تا جوانان عاشق به دین شوند نه متظاهر به دین.


نظرات شما 






طبقه بندی: دین شناسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : دوشنبه بیست و نهم آبانماه سال 1391 توسط : احمد صادقی