اسلام ناب



سلام
در پست قبلی اشاره شد که آگاه‏ سازى از فرهنگ غربى یکی از راههای تقویت باورهای دینی می باشد و با شناخت کامل از این فرهنگ می توانیم باورهای دینی را در خودمان تقویت کنیم.

فرهنگ مغرب زمین در طول حیات خود، روند پرفرازو نشیب و سیر تحولی فراوانی را پشت سر گذاشته است. در یك زمانبدی كلی از قرن چهارم تا قرن چهاردهم یعنی هزار سال فرهنگ مسیحیت به طور رسمی در كشورهای اروپایی و غربی حاكم بود. در این دوره سرنوشت و تاروپود حكومتهای آنها براساس دین و آیین مسیحیت رقم می خورد. از قرن چهاردهم تا قرن هجدهم دوران رسانس یا تجدیدنظر طلبی در دین مسیحیت بوجود آمد كه در پرتو این تحول جدید دین با تمامی مظاهر آن از صحنه اجتماعی و سیاسی به حاشیه رانده شد و جنبه فردی پیدا كرد. از قرن هجدهم كه اوج انقلاب صنعتی كشورهای غربی بود حكومتهای غربی با صبغه لائیك و سكولار به حیات خود ادامه دادند و هم اكنون دراین مرحله اخیر غلبه و سیطره فرهنگ صهیونیستی بر فرهنگ غرب می باشد كه در صحنه های مختلف و عرصه های گوناگون تحولات كشورهای غربی خود را نمایان ساخته است. و حال به نمونه هائی از فرهنگ غربی اشاره می کنبم که حاکی از ضعف فرهنگ در مغرب زمین می باشد.

نمونه هائی از ضعف فرهنگ غربی:

1- استکبار و فرعونی‏گری یکی از ویژگی‏های بارز فرهنگ غرب است.خطر بزرگ تحمیل و تهاجم فرهنگ غربی از همین روحیه ناشی می‏شود.

2- خودبسندگی و گریز از تعهد دینی نیز یکی از وجوه بارز غرب است و گرایش به اومانیسم(انسان‌گرایی) و سکولاریسم (جدایی دین از سیاست)ناشی از همین گرایش می‏باشد.

3- در فرهنگ غربی به شناخت و ساختن طبیعت بیشتر بها داده می‏شود تا شناخت خود و ساختن خویش.

4- اخلاق و عواطف انسانی در غرب شدیدا متزلزل است.

5- غلبه مادیت بر معنویت نیز یکی از وجوه مهم فرهنگ غربی است. این مسأله در ابعاد مختلف زندگی غربی‏ها نمودهای عینی فراوانی دارد؛ مثلاً فرهنگ پوشش در غرب، فرهنگی بدن‏نما و نمایشگر جاذبه‏های جسمی است.

6- هنر در فرهنگ غربی تصویرگر ابعاد مادی حیات است

7- در فرهنگ غربی اصالت «حق» (به معنای طلبکاری‏ها، نه به معنای حقیقت) بر وظیفه مسؤولیت و تکالیف تقدم دارد.

8- در فرهنگ غربی اصالت با فرد(Inolividualism) است نه جامعه.

9- براساس حاکمیت اصالت فرد و اومانیسم(Humanism) و اخلاق سودپرستانه(Utilitarianism) در غرب حتی دین‏گرایی نیز به خاطر اصالت و حقانیت دین نیست. بلکه در راستای کارکردهای (Funetions) روانی است.[1]

10- سست بودن بنیان خانواده: امروز، توده معمولی مردم آمریكا و اروپا- نه قدرتمندها و تبلیغاتچی هایشان- از سست بودن بنیان خانواده رنج می برند. زنها و مردها، در یك حد از متلاشی شدن خانواده ها رنج می برند و ناراحتند و این، روزبه روز تشدید می شود و البته آخرین ضربه است. خانواده، محل آسایش انسان است. هیچ انسانی، بدون داشتن یك خانواده آسوده و آرام و راحت، مزه زندگی و طعم واقعی حیات انسانی را نخواهد چشید. اینها، این بنیان اصیل را متلاشی و منهدم می كنند و از بین می برند. این، فرهنگ غربی است. نتیجه این آزادی و بی بندوباری و فرهنگ برهنگی و اختلاط زن و مرد همین مسائل است.

11- رسمی شدن همجنس بازی : امروز، ببینید كه در آمریكا و انگلیس، همجنس بازی رسمی و قانونی شده است و خجالت هم نمی كشند! كاری را انجام دادند كه ما از نقل و حكایت آن شرم داریم و حیا می كنیم. مردم ما بدانند، آیا وقتی در كشوری ازدواج دو همجنس با هم قانونی می شود، بنیان خانواده در این جامعه باقی خواهد ماند؟![2]

------------------------------------------

[1] سایت جواب

[2] پروتال نور





طبقه بندی: دین شناسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه سی ام مهرماه سال 1390 توسط : احمد صادقی