اسلام ناب

سلام دوستان عزیز
بحثی که شروع کرده بودیم در مورد فاعل کارها بود و گفتیم که انسانها به عنوان تعیین کننده افعال هستند و خداوند تبارک و تعالی بعنوان تکمیل کننده و یاری دهنده افعال می باشد.برای وضوح بیشتر مطلب ، شما را به مناظره ای جالب بین بهلول با ابوحنیفه ( امام اعظم اهل تسنن) جلب می کنم :
روزى بهلول مطابق معمول (در شهر كوفه ) سوار چوبدستى خود شده و در كوچه و بازار مى گشت . در میان راه از در مسجد (ابوحنیفه ) گذشت و دید كه ابوحنیفه بر منبر نشسته و مردم را موعظه مى كند.
او نیز همانجا ایستاد و لحظه اى به سخنان ابوحنیفه گوش داد. بهلول شنید كه ابوحنیفه مى گوید: جعفر بن محمد (حضرت صادق- علیه السلام - ) عقیده دارد كه كارها با اختیار از بندگانِ خدا سر مى زند، در صورتى كه آنچه بندگان انجام مى دهند در حقیقت خواسته خداست ، و آنها از خود اختیارى ندارند!
دیگر اینکه
او (حضرت صادق- علیه السلام - ) می گوید: شیطان در آتش جهنم معذب خواهد شد و حال آنکه شیطان خود از آتش خلق شده و چگونه ممکن است آتش او را معذب نماید چرا که جنس از هم جنس متاءثر و متاذی نمی شود.
و دیگر این كه وى مى گوید: خداوند موجود است ولى نمى شود او را دید، در صورتى كه این نیز دروغ است و هر موجودى دیدنى است !
همین كه بهلول این سخنان را شنید دست برد و كلوخى از زمین برداشت و سر ابوحنیفه را هدف گرفت و به سوى او پرتاب نمود.
كلوخ به سر وى اصابت كرد و آنرا شكست و خون بر رویش جارى گشت ! سپس سوار چوب خود شد و با بچه ها به میان كوچه ها دوید.
ابو حنیفه از حركت ناهنجار بهلول خشمگین شد. آنگاه از منبر به زیر آمد و یكراست رفت نزد خلیفه و از وى شكایت نمود.
وقتى خلیفه ابوحنیفه را با آن حال دید، ناراحت شد و فى الحال دستور داد بهلول را هر كجا هست پیدا كنند و بیاورند.
چون بهلول را حاضر كردند، خلیفه پرسید: چرا با پیشواى مسلمین چنین كردى ؟
بهلول گفت : از خود وى علت آنرا سؤ ال كن !! او مى گوید، جعفربن محمد عقیده دارد كه بندگان از خود اختیار دارند، در صورتى كه دروغ است و تمام كارها از خداست . اگر سخن پیشواى مسلمین این باشد، پس سر او را خداوند با این كلوخ شكسته است ، تقصیر من چیست ؟!
و نیز مى گوید: جنس از هم جنس خود متاءثر نمى شود و عذاب نمى بیند، وقتى ابوحنیفه خود از خاك است و این كلوخ نیز از خاك مى باشد، چرا باید از هم جنس خود متاءثر و ناراحت شود؟!
همچنین او معتقد است كه : هر موجودى باید دیده شود، خلیفه از وى سؤ ال كند، آیا این درد كه او از این زخم احساس مى كند، و پیشواى مسلمین را رنج مى دهد، دیده مى شود؟! این را گفت و از نزد خلیفه بیرون رفت .
[1]

-------------------------------------------------

[1] انوار نعمانیه ، سید نعمت الله جزائرى طبع جدید، جلد دوم ص 265






طبقه بندی: خداشناسی،  انسان شناسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : دوشنبه یازدهم مهرماه سال 1390 توسط : احمد صادقی