اسلام ناب

سلام دوستان عزیز به یاری خدا تا به حال دو مسئله خیلی مهم (شفاعت و توسل) رو بررسی کردیم که در اینها ما با افکار و عقائد وهابیها مخالف بودیم به دلیل اینکه عقائد آنها پشتوانه تاریخی و عقلائی نداشت و بیشتر اشتباه آنها در خلط مصادیق و خلط مباحث بود و یکی از مباحثی که ما با وهابیها اختلاف داریم مسئله تبرّک است که مورد بررسی قرار می دهیم امیدوارم براتون مفید باشه و اگر سؤالی در ذهن خود دارید پاسختان رو در لابه لای این جملات پیدا کنید.

شبهه وهابیون :

وهابیون مى گویند: تبرّک جستن به آثار و یا وسائل پیامبر و یا اولیاء الهى حرام و بدعت مى باشد و لذا مجاز نمى باشد، اگرچه در مورد پیامبر حالت حیات ایشان را استثنا نموده اند، زیرا که ادله بسیارى وجود دارد که در هنگام حیات ایشان به زیادى آب وضو، تار مو، آب دهان و موارد دیگر تبرّک جسته و به عنوان شفا آنها را استفاده مى کرده اند.

پاسخ ما:

اولا:تلقى وهابیت از "بدعت" تلقى غلطى است چرا که از نظر آنان هر آنچه که در گذشته سابقه نداشته است قابل ارتکاب در حال نمى باشد و لذا طبق همین اعتقاد بوده که مظاهر تمدن جدید نظیر تلگراف و غیره از طرف سران مذهبى این فرقه بدعت محسوب مى گردید. امّا معنى صحیح بدعت "ادخال ما لیس من الدین فى الدین" (وارد کردن چیزی در دین ، که قبلاً در دین نبوده است) مى باشد، یعنى چیزى را که دین در مورد آن اظهارنظر کرده و مردود شمرده آن را بدین اضافه بنماییم امّا در مورد امور مباح که دین در آن مورد نظر خاصى ندارد چنانچه مورد ارتکاب قرار گیرد از مصادیق بدعت نمى تواند شمرده شود.

ثانیاً: در مورد تبرّک دلائل بسیارى وجود دارد که این کار از امور مستحب مى باشد و قطعاً جایز است به شرط اینکه نیت در تبرّک، استمداد از روح بزرگ اولیاء الهى باشد نه اینکه بالاستقلال براى آنها قدرتى قائل شویم و در تبرّک به اشیاء مختلف ، خود آن اشیاء -چنانچه بت پرستان مى کنند- مدّنظر نباشد.

موارد جواز تبرّک:

حال به مواردى که حاکى از جواز تبرّک از نظر شرعى و اسلامى مى باشد اشاره مى کنیم:

1. در آیه 91سوره یوسف می فرماید: "اذهبوا بقمیصى هذا فالقوه على وجه ابى یأت بصیراً" مى بینید که پیراهن یوسف (ع) مى تواند چشم یعقوب (ع) را شفا بخشد و تبرّک به آن مجاز مى باشد.

2. عبداللّه بن احمدبن حنبل مى گوید: از پدرم درباره مردى که منبر پیامبر خدا را لمس نموده و بوسیده و به آن تبرّک مى جوید و همین کار را با قبر ایشان هم مى کند پرسیدم، وى گفت: اشکالى ندارد. (وناءالوفاء 2/433)

3. ابراهیم بن عبدالرحمن بن عبدالقارى روایت مى کند که دیدم عبداللّه بن عمر دست خود را بر منبر پیامبر مى کشد و سپس بر روى خود مى مالد.(طبقات ابن سعد 2/13)

4. از داوودبن ابى صالح روایت شده که روزى مروان بن حکم مردى را یافت که جبین خود را بر قبر پیامبر (ص) نهاده بود. مروان گریبان او را گرفته و پرسید: مى دانى چه مى کنى آن مرد که ابوایوب انصارى بود روى خود را برگردانده پاسخ داد: آرى، ولى من کنار سنگ نیامده بلکه نزد پیامبر خدا آمده ام و شنیدم که آن حضرت مى گفت: بر دین من مگریید آنگاه که شایستگان آن را رهبرى نمایند، بلکه آنگاه بگریید که نااهلان آن را رهبرى مى کنند. (الغدیر 5/149)

ثالثاً:اینکه استدلال گردیده که در حیات پیامبر تبرّک جایز، امّا در ممات ایشان جایز نیست. چه وجهى مى تواند داشته باشد، مگر اینکه العیاذباللّه پس از مرگ پیامبر ما ایشان را فوت شده تلقى کنیم، حال آنکه چنین نیست و حتى پس از موت ایشان نیز بنابر آیات قرآن ایشان زنده مى باشند و مانند زمان حیات منشأ برکات خواهند بود.

رابعاً: خود وهابیون عامل به گفته هاى خویش نیستند از جمله اینکه به نقل از حضرت آیت اللّه جعفرالهادى در مجلس ناهارى که «بن باز» (از رهبران مذهبى وهابیت) نیز حضور داشت، پس از صرف ناهار حاضرین به تبرّک ، غذاى باقى مانده «بن باز» را خوردند و مورد نهى و نکوهش نیز قرار نگرفتند.

توجه:به خاطر اینکه این مباحث خیلی مهم هستند حتما نظرات خود را برای روشن شدن هر چه بیشتر این مبحث بیان کنید.





طبقه بندی: دین شناسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه بیست و نهم تیرماه سال 1390 توسط : احمد صادقی