اسلام ناب


شبهه:

طلب شفاعت از غیر خداوند به این نحو که گفته شود اى اولیاء خدا در روز قیامت شفیع من در نزد خدا باشید تا از عذاب الهى در امان باشم، صحیح نیست و فقط باید طلب شفاعت از خود خداوند صورت گیرد و خصوصاً اگر طلب شفاعت از روح مرده اى که به برزخ منتقل شده، صورت پذیرد این عین شرک محسوب خواهد گردید.

پاسخ :

اولا- طلب شفاعت همان "طلب دعا" مى باشد یعنى ما از افراد موجّه یا ارواح مقدّسه و یا ملائکه الهى مى خواهیم که براى ما طلب آمرزش و دعا بنماید، و طلب دعا و آمرزش از پیامبر یا صالحان امرى پسندیده است که وهابیون نیز در هنگام زنده بودن فرد آن را جائز مى شمرند.

  * نیشابورى در تفسیر خویش در ذیل آیه شریفه "و من یشفع شفاعه حسنه یکن له نصیب منها..."[1] مى گوید: شفاعت به درگاه خداوند همان دعا کردن شخصى مسلمان مى باشد.

 *: فخررازى در تفسیر آیه شریفه "و یستغفرون للذین آمنوا ربّنا وسعت کل شى رحمهً"[2] مى گوید: این آیه نشان مى دهد که ملائکه انسانهاى گناهکار را شفاعت مى کنند. (تفسیر مفتاح الجنان) پس اگر ما از فرشتگان چنین تقاضایى بکنیم مرتکب خلافى نگردیده ایم.

 *همچنین خداوند به پیامبر مى فرماید: "واستغفر لذنبک و للمؤمنین و المؤمنات"[3].

 *بخارى در صحیح بابى دارد بنام "اذ استشفعوا الى الامام یستشفى لهم لم یردّهم".

ثانیاً- اینکه  وهابیون  عنوان مى کنند  طلب  دعا از فرد پس از مرگ او جایز  نیست و لذا نمى توان از پیامبر یا ائمه یا سایرین پس از مرگ طلب دعا نمود، نیز نادرست است چرا که براساس آیات و روایات پیامبر و ائمه و شهدا و نظایر آنان با مرگ نمى میرند و بلکه زنده مى باشند. قرآن کریم می فرماید: "و لاتحسبن الذین قتلوا فى سبیل اللّه اموات بل احیاء عند ربهم یرزقون"[4].

 *حضرت على(علیه السلام) پس از تغسیل پیامبر (صلی الله دعلیه وآله) خطاب به ایشان فرمود : "بابى انت و امّى اذکرنا عند ربک واجعلنامن بالک"[5]،                                                                                                     

 * ابوبکر نیز پس از وفات پیامبر، خطاب به جسد مطهر ایشان گفت: "بابى انت و امّى طبت حیّاً و میّتاً و اذکرنا عند ربکً"[6]                                                                                                                                    

ثالثاً- آنچه شرک محسوب مى شود و توحید عبادى و توحید افعالى را مخدوش مى سازد آن است که ما وقتى طلب شفاعت از غیر خدا مى کنیم او را قادر بالاستقلال بدانیم و به جاى خداوند او را قرار دهیم و حال آنکه چنین نیست و ما تنها آنان را به واسطه آبرویى که در نظر خداوند دارند واسطه بین خود و معبود قرار مى دهیم.

*"والذین لایدعون مع الله الهاً آخر..." [7]

آیه اشاره دارد که اگر با خدا و هم عرض او دیگرى را بخوانید مشرک گشته اید.

* "و یعبدون من دون الله ما لایضرّهم و لاینفعهم و یقولون هولاء شفعاؤ نا عندالله"[8]

باز ملاحظه مى گردد که بحث "عبادت غیر خدا" مطرح مى باشد و ملاک شرک عبادت غیر او مى باشد.

 *"و اذ تَخلُقُ مِنَ الطینِ کَهَیَهَ الطیرُ باذنى فَتنفُخُ فیها فَتَکونَ طَیراً باذنى..."[9]

در این آیه شریفه نیز دیده مى شود که اگر حضرت عیسى (علیه السلام) و یا سایر اولیاء الهى قدرتى دارند همه "باذن اللّه"مى باشد و هیچ کس از خود مستقلا قدرتى ندارد، لذا اگر ما با این دیدگاه از اولیاء الهى طلب دعا و شفاعت نمائیم مشکلى ایجاد نخواهد گردید.

--------------------------------------------------

[1] سورة النساء-آیه85

[2] سورة غافر-آیه7

[3] سورة مُحمّد-آیه9

[4] سورة آل عمران- آیه 169

[5]نهج البلاغه- خطبه 235

[6]السیرة الجبیه- 3/392

[7]فرقان- آیه 68

[8]یونس- آیه 18

[9]مائده- آیه110




طبقه بندی: دین شناسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه بیست و چهارم خردادماه سال 1390 توسط : احمد صادقی