اسلام ناب




برای مشاهده بر روی مصحف کلیک کنید





طبقه بندی: راهنما شناسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : دوشنبه بیستم بهمنماه سال 1393 توسط : احمد صادقی

undefined

پیش از خرید كالای مورد نظر، همیشه سعی می‌کنیم شناسنامه كالا را كنترل كنیم و با این كار از اصل یا بدلی بودن جنس مورد نظر مطمئن شویم.

هنگام خرید به تمام خصوصیات کالا به سایز و اندازه كالا دقت می‌كنیم تا بعداً دچار مشكل نشویم و اگر می‌خواهیم کالایی با مارك اصل بخریم، معمولاً از فروشگاه‎ها معتبر خرید می‌كنیم، این حساسیت مربوط به خرید کالاهای مصرفی ما است و البته طبیعی و معقول می‌باشد.

سؤالی که در اینجا پیش می‌آید این است که آیا ما همین حسّاسیت را در قبال کسب معنویات و عرفانها داریم؟ آیا واقعاً قبل از ورود به یک فرقه نوظهور از اصل یا تقلبی بودن و بدلی بودن آن مطمئن می‌شویم؟ آیا شناسنامه آن فرقه نوظهور را دقیقا مورد بررسی قرار می‌دهیم؟

وضع بازار کالا به گونه‌ای است که کالاهای تقلبی بازار را پر کرده است و سازنده این کالاهای تقلبی با دقتی که به خرج می‌دهند، باعث شده است که کالاهای آنها با اصل مو نزند و همچنین بسیاری از فرقه‎هایی که الآن به عنوان مسیر کسب معنویت وارد عرصه شده‌اند و با شعارهای جذاب طرفدارانی را دور خود جمع کرده‌اند و با تبلیغات‎های میلیاردی که در مسیر موفقیت خود خرج  می‎کنند، دقیقاً همین اسلوب را دارا هستند و واقعا شگفت انگیز و حیرت‌انگیز است. این فرقه‌ها که عمرشان بعضاً از ۱۰ سال فراتر نمی‌رود و نهایت عمری که این فرقه‌ها دارند ۲۰۰ سال می‌باشد که با اهداف مشخصی طراحی و برنامه ریزی شده و از سوی ابرقدرتها حمایت می‌شوند.

دوستان عزیز! سعی کنیم چنانچه در تهیه یک کالا از متخصصین امر پرس و جو می‌کنیم؛ در انتخاب یک فرقه هم نهایت دقت را داشته باشیم و بدون تفکر و مشورت و بدون تحقیق خود را وارد منجلاب نکنیم.

 





طبقه بندی: دین شناسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : دوشنبه دهم فروردینماه سال 1394 توسط : احمد صادقی

بر اساس شواهد تاریخی و منابع شیعی و سنی، آن‌چه که باعث پدید آمدن جریان سقیفه و شهادت حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) گردید، توجیهات و تأویلاتی بود که بعضی از صحابه پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) انجام دادند، در ادامه به چند مورد از این توجیهات اشاره می‌کنیم:

1) توجیه مصادره فدک
خلیفه اول برای توجیه کار خود این حدیث را از پیامبر اكرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل کرد که: ما پیامبران از خود ارثی به یادگار نمی‌گذاریم و آن‌چه از ما به جا ماند صدقه است.(نحن معاشر الانبیاء لانورث ما ترکناه صدقه)
توجه به این نکته ضروری است که غیر از فدک املاک دیگری از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به جا مانده بود که مورد مصادره قرار گرفته است. آیت‌الله حسن‌زاده آملی دراین‌باره می‌گوید: بدون شک فدک ملک خالص پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بوده است، به چند دلیل:

الف: آیه 6 سوره حشر؛ ب: اعتراف خود خلیفه؛ زیرا او به حدیث عدم ارث تمسک کرد. اگر آن‌جا را ملک پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نمی‌دانست، دلیلی نداشت که این حدیث را پیش بکشد. ج: خلیفه از حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) شاهد طلب کرد و این خود دلیل دیگری است که آن‌جا را ملک پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌دانست، زیرا هبه (یا ارث) فقط در صورت مالک بودن امکان پذیر است. «لا هبة الا فی ملک»... و با توجه به این‌که ملک خالص پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بوده پس مساله هبه در کار است نه ارث، چرا که ارث اختصاصی به حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) نداشت.

نقد و بررسی حدیث
این حدیث با متن قرآن سازگاری ندارد. قرآن می‌فرماید: «وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُد [نمل/16]» حضرت زهرا(سلام الله علیها) در احتجاج خود در مقابل خلیفه این نکته را مورد توجه قرار می‌داد: «یابن ابی قحافه افی کتاب اللهان ترث اباک و لا ارث ابی لقد جئت شیئا فریا افعلی عمد ترکتم کتاب الله و نبذتموه وراء ظهورکم اذ یقول: وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُد ... : آیا در کتاب خدا این چنین آمده است که تو از پدرت ارث ببری، ولی من از پدرم ارث نبرم؟ این چیز عجیبی است!! آیا کتاب خدا را فراموش کرده پشت سر افکنده‌اید آن‌جا که می‌فرماید: «سلیمان از داود ارث برد».[1]

2) ادعای نسخ فرمان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)
مهم‌ترین عاملی که بهانه سرپیچی مردم از بیعت غدیر شد، ادعای خلیفه اول و دوم مبنی بر نسخ فرموده رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود. به ادعای آن‌ها پیغمبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در واپسین لحظات عمر مبارک خود، علی را از زمام‌داری عزل کرد و تعیین این مهم را به دیگری یا به امت وا گذاشت.
امام باقر(علیه‌السلام) در این باره فرمود: «رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از دنیا رفت در حالی‌که به اطاعت ما فرمان داد و ولایت و دوستی ما را واجب کرد و دستور داد که حاضران به غایبان اطلاع دهند. قریش پس از رحلت رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بر ضد علی(علیهالسلام) متحد شدند. علی(علیه‌السلام) هم با آن‌چه پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) درباره او فرموده بود و مردم شنیده بودند، در مقابل ایشان استدلال کرد.
اما آن‌ها گفتند: تو درست می گویی. پیامبر همه آن‌چه ادعا می‌کنی را فرمود، ولی آن را نسخ کرد و فرمود: «ما خاندانی هستیم که خداوند متعال ما را بزرگ داشته است و دنیا را برای ما زیبنده ندانسته و بدان راضی نشده است و خداوند نبوت و خلافت را برای ما جمع نمی‌کند». چهار نفر بر درستی این سخن گواهی دادند ... اینان مساله را برای مردم مشتبه کردند و ادعای خود را راست جلوه دادند و خلافت را از جایی که قرار داده بود، خارج ساختند». [2]

یکی از علمای اهل سنت می‌گوید: «مردم ساده‌اندیش زمانی‌که دیدند صحابیان بزرگ با رأی قاطع، خلافت را از علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) باز داشتند، پنداشتند که این رفتار آنان حتماً به‌ موجب دستور ویژه‌ای از جانب رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است که ایشان از آن بی‌اطلاع بوده‌اند و حضرت با دستوری پنهانی سفارش‌های گذشته خود را در مورد خلافت علی(علیه‌السلام) نسخ نموده است. به‌خصوص این‌که خلیفه اول روایتی نقل کرد که مردم تصور کردند که در انتخاب پیشوا آزادند. ابوبکر می‌گفت: «پیامبر فرموده است: «الائمة من قریش»». بنابراین خیال کردند که برای عهده‌داری منصب خلافت، قریشی بودن کافی است. هر که می‌خواهد باشد. مردم با خود می‌گفتند: اینان با اهداف پیامبر بیش از ما آشنایند. به همین علت در مقابل مخالفت با دستور خاص پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نسبت به علی(علیه‌السلام) مقاومتی از خود نشان ندادند».[3]

3) توجیه و تأویل خلافت امیرالمومنین(علیه‌السلام)
یک محقق برجسته اهل سنت می‌گوید: «آن‌ها دستور پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) درباره علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) را انکار نکردند، بلکه توجیه و تأویل نمودند. عذرشان این بود که ما امروز در موقعیتی قرار گرفته‌ایم که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) شاهد آن نبوده است و فرد حاضر در صحنه بسا به اموری اطلاع می‌یابد که غایب از صحنه از آن بی‌اطلاع است. گاه دستور شخص غیر حاضر - بدین علت که در صحنه حضور ندارد - به خاطر مصلحتی کلی نادیده گرفته می‌شود. آن مصلحت به ادعای آنان فتنه انصار بود که اگر از آن جلوگیری نمی‌شد میان عرب اختلاف و کشتار رخ می‌داد.
نیز گفتند: اگر ما علی را به خلافت نصب می‌کردیم، مردم از اسلام به جاهلیت پیشین باز می‌گشتند و مرتد می‌شدند! آیا سزاوار است برای پابرجایی فرمان رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) که ارتداد امت را در پی داشت، اصل مهم‌تر را که حفظ دین باشد از دست دهیم! پس چه‌ بهتر که به مصلحت بزرگ‌تر عمل شود، هرچند به مخالفت با دستور پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بیانجامد[4]. [5]

4) توجیه سخنان حضرت زهرا (سلام الله علیها) درباره یادآوری واقعه غدیر:
حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) یگانه یادگار رسول اكرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم‌چون دیگر اهل‌بیت(علیهم‌السلام) بارها به یادآوری واقعه غدیر پرداخت.
گروهی از انصار، برای توجیه خطای خویش، به ایشان گفتند: «اگر مطالب شما را قبل از بیعت با دیگران می‌شنیدیم با غیر علی(علیه‌السلام) بیعت نمی‌کردیم.
حضرت فرمود: «آیا پدرم در روز غدیر برای کسی جای عذر باقی گذاشت؟»[6] و نیز در جواب «محمود بن لبید» که پرسیده بود: آیا از سخنان پیامبر دلیلی بر امامت علی(علیه‌السلام) دارید؟ فرمود: شگفتا، آیا روز غدیر را فراموش کردید؟!
محمود بن لبید گفت: آن روز چنان بود، ولی از آن‌چه به شخص شما اشاره شده، بگویید.
حضرت فرمود: خدا را شاهد می‌گیرم، شنیدم [پیامبر] فرمود: علی(علیه‌السلام) بهترین کسی‌ست که در میان شما جانشین خود قرار می‌دهم. علی(علیه‌السلام) امام و جانشین بعد از من است و دو فرزندم حسن و حسین و نه تن از فرزندان حسین امامان نیک‌اند. اگر از آنان اطاعت کنید، شما را هدایت خواهند کرد و اگر با آنان مخالفت ورزید، تا قیامت اختلاف در میان شما حاکم خواهد بود».[7]

روایتی با سندی بسیار دقیق و مشهور بیان می‌دارد که دختر بزرگوار پیامبر حدیث غدیر را چنین بیان فرمود: «قال رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله): «من کنت ولیه فعلی ولیه و من کنت امامه فعلی امامه: هر که من سرپرست او هستم، علی(علیه‌السلام) سرپرست اوست و هر که من امام او هستم علی(علیه‌السلام) امام اوست».[8]
هم‌چنین احتجاج فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) به وسیله چند تن از زنان به این صورت روایت شده است: «قالت: انسیتم قول رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) یوم غدیر خم، من کنت مولاه فعلی مولاه و قوله: انت منی بمنزلة هارون من موسی علیهما السلام: آیا سخن رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در روز غدیر خم را فراموش کردید که فرمود: هر که من مولای او هستم علی(علیه‌السلام) مولای اوست و آیا سخنش را فراموش کرده‌اید که فرمود: تو نسبت به من مانند هارون نسبت به موسی هستی».[9]
حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) عمر خویش را در راه اثبات ولایت امیرالمومنین(علیه‌السلام) صرف کرد و سرانجام نیز در همین راه به شهادت رسید و سیده شهیدان ولایت نام گرفت.[10]

5) توجیه در جریان وصیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)
چون پیغمبر در آخرین ساعات حیاتش خواست چیزی بنویسد، نگذاشتند و بهانه‌ی آنان نیز این بود که پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در حال بیماری است و قرآن ما را بس است؛ ولی آنان بعد متوجه شدند که احادیث دیگری هست که همان مقصود را که پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌خواست در آن موقعیت خاص، تأکید و تسجیل کند، می‌فهماند. این بود که به‌ طور کلّی از نقل روایت و حدیث و نوشتن آن جلوگیری کردند.[11]

 

-----------------------------------------------------
پی‌نوشت‌
[1] فدک یک سند تاریخی، جعفر انواری، مجلات، ماهنامه کوثر، شماره 6.
[2] اسرار آل محمد صلی الله علیه و آله، ترجمه اسماعیل انصاری، ص 276، 277.
[3] شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 12، ص 86.
[4] همان، ص 86 و 87.
[5] عوامل انحراف خلافت و انزوای امام علی (ع)، یوسف غلامی، مجلات، مبلغان، شماره 23.
[6] خصال صدوق، ج 1، ص 173; عوالم، ج 11، ص 467. «هل ترک ابی یوم غدیر خم لاخذ عذرا» تاکید مورخان بر این که اهل بیت پیامبر (ص) از جمله حاضرین در غدیر بودند مبین این مطلب است که حضرت فاطمه زهرا (س) نیز در بین آنان حضور داشته است. زیرا مورخان حضور زنان پیامبر را به طور مستقل بیان کرده و گفته‌اند که امهات مؤمنین همراه پیامبر بودند بنابراین از طرفی فاطمه زهرا (س) دارای چنان شخصیت برتری است که در صورت عدم حضور وی در غدیر باید بتوان روایاتی دال بر آن یافت که ظاهراً وجود ندارد از این روی می‌توان گفت که ایشان نیز در بین جمع حاجیان در حجة الوداع حضور داشته است.
[7] بحارالانوار، ج 36، ص 353 و 354; اسمی المناقب، ص 32؛ نهج الحیاة، ص 38.
[8] احقاق الحق، ج 2، ص 460. در فیض الغدیر، ص 391 به نقل از ینابیع الموده حدیث را چنین نقل کرده است «قالت: قال رسول الله (ص) من کنت ولیه فعلی ولیه و امامه».
[9] الغدیر، ج 1، ص 197؛ «من کنت مولاه فعلی مولاه» احقاق الحق، ج 6، ص 282؛ ارجح المطالب، ص 571 و 448. صاحب فیض الغدیر توضیحی بر احتجاج حضرت فاطمه دارد (فیض الغدیر، ص 390).
[10] آینه داران غدیر، محمد عابدی، مجلات، ماهنامه کوثر، شماره 20.
[11] خلافت و ولایت از دیدگاه قرآن و سنت، محمد تقی شریعتی، ص 156.

http://www.jonbeshnet.ir/news/59751





طبقه بندی: راهنما شناسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : دوشنبه سوم فروردینماه سال 1394 توسط : احمد صادقی


دانشمندان، چه در گذشته و چه امروز، انسان‌هایی هستند که با دقت و کنجکاوی به بررسی پدیده‌های جهان می‌پردازند و می‌کوشند علت پیدایش آن‌ها، رابطه‌ی آن‌ها و فایده‌ی کاربردشان را بدون هیچ‌گونه پیش‌داوری دریابند. هزاران انسان در زیر درخت سیب نشسته بودند و هزاران سیب از درخت به زیر افتاده بود، ولی هرگز موفق به کشف قانون گرانش (جاذبه) نشدند؛ حتی هزاران دانشمند با دقت و جدیت به اندازه‌گیری وزن و جرم عناصر شیمیایی پرداخته بودند، اما تنها یکی از آن‌ها متوجه رابطه‌ی شگفت‌انگیز میان آن‌ها گردید. بنابراین موفقیت تنها باکسانی یار می‌شود که با تلاش و پیگیری فراوان به دنبال سؤال خود باشند.

دانشمند خوش‌بخت و موفق کسی است که کارهای پیشینیان خود را بشناسد، آن‌ها را با دقت تمام بررسی و ارزیابی کند، ناکامی‌ها و کامیابی‌هایشان را دریابد و کار ناتمام گذشتگان را ادامه داده و کامل کند. او هرگز از هیچ شروع نمی‌کند، بیراهه و بن‌بست را دوباره نمی‌پیماید، او همه چیز را خودش بررسی نمی‌کند، همه چیز را آزمایش نمی‌کند، در مواردی به بررسی‌ها و آزمایش‌های پیشینیان خود اعتماد و اتکا می‌کند و در آنجایی که نتایج بسیار مهم یا متناقض و نارسا است ناگزیر است که خود به بررسی‌ها و تجربه‌های تازه‌ای دست بزند.

دانشمندان همواره به دنبال کشف حقایق ناشناخته هستند. آن‌ها در طول تاریخ همواره به دنبال مجهولات بوده‌اند و تلاش کرده‌اند که آن‌ها را کشف کنند. دریاها، کوه‌ها، بیابان‌ها، جنگل‌ها، دشت‌ها، آثار باستانی پیشینیان و هزاران مسئله دیگر به دقت مورد مطالعه آنان قرار گرفته است.

پیشنهاد ما برای دانشمندان طرفدار حق و حقیقت و علم و دانش جهان امروز این است که چنانچه می‌خواهید دری به‌سوی ناشناخته‌ها بگشایید، نگاهی عمیق به قرآن کریم داشته باشید. خواهشمندیم به این کتاب آسمانی با دیدی کوتاه و سرسری ننگرید؛ بلکه به‌عنوان یکی از پدیده‌های هستی که ناشناخته‌های زیادی دارد بنگرید و با دقت آن را مورد مطالعه قرار دهید.

یکی از ویژگی‌های قرآن کریم که می‌توان آن را به‌عنوان دلیلی بسیار محکم در مورد صداقت آن تقدیم دانشمندان محترم کرد، این است که قرآن، مدت‌ها قبل از نوآوری و پیشرفت علمی، نازل شده است؛ اما بااین‌حال علم و دانش، نتوانسته است کوچک‌ترین اشتباهی را از داده‌های علمی قرآن به‌دست آورد. اگر قرآن، کلامی بشری بود، حتماً در آن اشتباهی علمی یافت می‌شد.

بدون شک این کتاب مقدس به دلیل معجزه بودن، با سایر کتب آسمانی، بسیار متفاوت است، و بدون تحریف و کم یا زیادشدن، درست مانند حدود هزار و پانصد سال قبل است و بدون کم  و کاست در دست ماست و گذر زمان کوچک‌ترین خللی در صحت و حقانیت آن ایجاد نکرده است.

اینک به ارائه چند نمونه می‌پردازیم تا روشن شود که قرآن کریم ضمن اشاره به سایر علوم و فنون به نحو بسیار شگفت‌آوری، به پدیده‌ها و مسائلی اشاره کرده است که هنگام نزول قرآن، کشف نشده بودند. بلکه در ادوار بعدی کشف شده‌اند:

1. بارش آهن (به اعتقاد دانشمندان، آهن به علت بارش شهاب‌سنگ‌ها روی زمین حاصل‌شده): «وَأَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاس [حدید/25] و ما آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید و منافعی برای مردم است».

2. دچار سینه‌تنگی و خـفـقـان شدن با افـزایش ارتفاع: «وَمَنْ یرِدْ أَنْ یضِلَّهُ یجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیقًا حَرَجًا کَأَنَّمَا یصَّعَّدُ فِی السَّمَاءِ [انعام/125] هر که را بخواهد به حال خود رها کند، سینه وی را تنگ (خفه) می‌کند، چنان‌که گویی که دارد به آسمان بالا می‌رود».

3. حیوانات از بخش جلو مغز خود هدایت می‌شوند: «إِنِّی تَوَکَّلْتُ عَلَی اللَّهِ رَبِّی وَرَبِّکُمْ مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِیتِهَا [هود/ 56] من به خدا آفریننده خودم و آفریننده شماها توکل کردم، هیچ حیوانی وجود ندارد که او از ناحیه جلو مغزِ آن آن‌را هدایت نکند».

4. نور خورشید نور اصلی و نور ماه نور بازتابی است: «هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً وَالْقَمَرَ نُورًا [یونس/5] اوست که خورشید را نور اصلی و ماه را نور بازتابی قرار داد».

5. هفت لایه بودن جو زمین: «الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا [ملک/3] آن خدائی که هفت طبقه (هفت لایه) جو روی همدیگر را آفرید».

6. حرکت کوه‌ها (به اعتقاد دانشمندان، کوه‌ها در حال حرکت‌اند): «وَتَرَی الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِی تَمُرُّ مَرَّ السَّحَاب [نمل/88] و کوه‌ها را می‌بینی گمان می‌کنی ثابت هستند، درحالی‌که مانند ابرها سپری می‌شوند».

7. قسم به دریای سراسر آتش! (اشاره به فوران آتش‌فشان‌ها و جاری شدن مواد مذاب در دریاها): «وَالْبَحْرِ الْمَسْجُور [طور/6] قسم به دریای سراسر آتش».


برای مطالعه همه مطالب بنده در سایت اینجا كلیك كنید





طبقه بندی: راهنما شناسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : دوشنبه هجدهم اسفندماه سال 1393 توسط : احمد صادقی

تشیع به مثابه یک مکتب عقیدتی در اسلام، گرایشی خاص بر اساس یک سلسله نظرات و تحلیل‌های کلامی و تاریخی است. حدیث «ثقلین» که به وسیله محدثان شیعی و سنی از پیامبر روایت‌شده و ایشان مسلمانان را پس از خود به پیروی از قرآن و خاندان خویش فرا خوانده بود همراه تعدادی دیگر از روایات نبوی، ریشه اصلی این گرایش را که بعداً با استدلالات کلامی و فلسفی و تاریخی تقویت گردید تشکیل می‌داد. از جمله امتیازات شیعه، درجه استنادپذیری آن به منابع اصیل اسلامی است. علمای شیعه در طول تاریخ در اثبات مبانی اعتقادی خویش به همه ادله معتبر همچون دلیل عقلی، قرآن مجید و سنت قطعیه تمسک جسته‌اند. به عنوان مثال در بحث امامت که اصلی‌ترین شاخص تشیع به‌حساب می‌آید به ادله ذیل استناد کرده‌اند:
الف. دلایل قرآنی
پاره‌ای از دلایل قرآنی امامت و مرجعیت دینى-سیاسى اهل‌بیت عبارت‌اند از آیه ولایت،[۱] آیه تبلیغ و اکمال،[۲] آیه تطهیر،[۳] آیه اولی‌الامر [۴] و نیز ده‌ها آیه دیگر که در شأن و فضیلت اهل‌بیت و یا در بیان جایگاه امامت و مبدأ مشروعیت آن نازل شده است. [۵]
از جمله این آیات، آیه «امامت»[۶] است که مبدأ آن را تعیین الهی می‌داند و در میان فضایل از همه مهم‌تر آیه مباهله [۷] است که امیرمؤمنان (علیه السلام) را نفس نبی (صلی الله علیه و آله) خوانده است.
ب. دلایل روایی
چندی از دلایل روایی مورد استناد شیعه بر ولایت اهل‌بیت، به ویژه امام علی علیه السلام عبارتند از حدیث غدیر،[۸] احادیث دوازده خلیفه،[۹] حدیث ولایت،[۱۰] حدیث وصایت،[۱۱] حدیث منزلت،[۱۲] حدیث خلافت،[۱۳] حدیث ثقلین، حدیث سفینه،[۱۴] حدیث امان،[۱۵] و ده‌ها حدیث دیگر در فضایل اهل‌بیت که شایستگی انحصاری آنان در مرجعیت دینی و رهبری سیاسی را نشان می‌دهد. برخی روایات فوق از نخستین مراحل اعلام رسالت تا واپسین لحظات حیات بارها توسط پیامبر مطرح و مورد تأکید قرار گرفته است. این احادیث به صورت متواتر نقل گردیده و در صحاح، مسانید و سنن اهل‌سنت به وفور یافت می‌شود. آنان هرگز نتوانسته‌اند در برابر دیدگاه شیعه توجیه خردپذیری از این‌گونه نصوص ارائه کنند. 
فهرست منتخب منابع حدیثی و روایی شیعه عبارت‌اند از:
۱. الکافی، تألیف ابوجعفر محمد بن یعقوب شیخ کلینی، دارای ۱۶۱۹۹ حدیث.
۲. من لایحضره الفقیه، تألیف ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه قمی ملقب به شیخ صدوق شامل ۵۹۶۳ حدیث.
۳. تهذیب الاحکام، تألیف ابوجعفر محمد بن الحسن معروف به شیخ طوسی دارای ۱۳۵۹۰ حدیث.
۴. الاستبصار، که این کتاب نیز تألیف شیخ طوسی است و ۵۵۱۱ حدیث دارد.
۵. نهج‌البلاغه، مجموعه‌ای از خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌های منتسب به امام علی (علیه السلام) كه توسط سید رضی گردآوری شده.
۶. صحیفه سجادیه، مجموعه‌ای از دعاها و مناجات امام چهارم شیعیان، امام سجاد (علیه السلام).
۷. بحار الأنوار، از بزرگ‌ترین جوامع حدیثی شیعه به زبان عربی تألیف علامه مجلسی است.
۸. وسائل الشیعة فی تحصیل مسائل الشریعة اثر شیخ حرّ عاملی در برگیرنده مهم‌ترین احادیث فقه شیعه در أبواب مختلف است، که در طول ۱۸ سال نگاشته شده است.
۹. مستدرک الوسائل، از حسین بن محمد تقی نوری (م. ۱۳۲۰).
۱۰. مهج الدعوات و منهج العبادات، کتابی در زمینه ادعیه نوشته سید بن طاووس.
دلایل عقلی
استدلال عقلی شیعه شامل چهار جهت می‌شود:
۱. استدلال‌های عقلی مربوط به ضرورت وجود امام؛
۲. استدلال‌های راجع به شرایط امام؛
۳. استدلال‌های مربوط به مبدأ مشروعیت و چگونگی تعیین امام؛
۴. استدلال‌های راجع به واکنش و پاسخ خداوند به نیازهای جامعه اسلامی همچون قاعده لطف. 
آنچه در این راستا شایان ذکر است اینکه هیچ یک از مذاهب اسلامی مانند تشیع از قوّت و کثرت و تنوع ادله و مستندات در اثبات عقاید اساسی و بنیادین خود بهره‌مند نیست. بررسی مقایسه‌ای ادله هر یک از مذاهب بر بنیادهای اعتقادی خود گواه روشنی بر این مطلب است.[۱۶]

پی‌نوشت‌ها:

[۱]. مائده، آیه ۵۵ 
[۲]. مائده، آیه ۳ و ۶۷
[۳]. احزاب، آیه ۳۳
[۴]. نساء، آیه ۵۹
[۵]. جهت آگاهی بیشتر بنگرید: آیةاللَّه مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج ۹ و ۱۰
[۶]. «انی جاعلک للناس اماما»، (بقره، آیه ۱۲۴)
[۷]. آل عمران، آیه ۶۱
[۸]. «من کنت مولاه فعلی مولاه»، (مسند احمد، ج ۶، ص ۴۰۱، ح ۱۸۵۰۶)
[۹]. «لَا یَزَالُ الْإِسْلَامُ عَزِیزًا إلی اثنی عَشَرَ خَلِیفَةً، لَا یَزَالُ هذا الْأَمْرُ عَزِیزًا إلی اثنی عَشَرَ خَلِیفَةً، لَا یَزَالُ هذا الدِّینُ عَزِیزًا مَنِیعًا إلی اثنی عَشَرَ خَلِیفَةً، لَا یَزَالُ أَمْرُ الناس مَاضِیًا ما وَلِیَهُمْ اثْنَا عَشَرَ رَجُلًا.» (صحیح مسلم، ج ۳، ص ۱۴۵۲)
[۱۰]. پیامبر به امام علی علیه السلام فرمود: «انت ولی کل مؤمن بعدی»، (المعجم الکبیر، ج ۱۲، ص ۷۸)
[۱۱]. «ان لکل نبی وصیاً و وارثاً و ان علیا وصیی و وارثی»، (سنن ترمذی، ج ۵، ص ۶۴۱، ح ۳۷۳۰)
[۱۲]. «انت منی بمنزلة هارون من موسی الّا انه لا نبی بعدی»، (سنن ترمذی، ج ۵، ص ۶۴۱)
[۱۳]. «اخی و وصیی و خلیفتی فیکم فاسمعوا له و اطیعوه ...»، (کامل ابن اثیر، حوادث سال سوم بعثت)
[۱۴]. «مثل اهل‌بیتی کمثل سفینة نوح من رکبها نجی و من ترک‌ها غرق»، (سلیمان‌ بن احمد الطبرانی، المعجم الاوسط، ج ۵، ص ۳۵۵)
[۱۵]. «... و اهل‌بیتی امان لامتی»، (متقی هندی، کنزالعمال، ج ۱۲، ص ۱۰۲)

[۱۶]. چرا دین؟ چرا اسلام؟ چرا تشیع؟، حمیدرضا شاكرین؛ قم: نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۷، نوبت چاپ: دوم، تابستان ۸۹، ص ۱۳۹

برای مطالعه همه مطالب بنده در سایت اینجا كلیك كنید





طبقه بندی: دین شناسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه دوم اسفندماه سال 1393 توسط : احمد صادقی

در مورد سرآغاز علوم در میان مسلمانان توجه به این نکته حائز اهمیت است که در ابتدا مسلمانان از آیه‌های متعدد قرآن مجید، که مؤمنان را به مشاهده طبیعت و مطالعه در اطراف آن دعوت می‌کرد، الهام می‌گرفتند. نخستین وحی که بر پیامبر اکرم نازل شد این بود که خداوند امر فرمود بخوان، بنویس و دانش بیاندوز: «بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِیمِ اقْرَ‌أْ بِاسْمِ رَ‌بِّكَ الَّذِی خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، اقْرَ‌أْ وَرَ‌بُّكَ الْأَكْرَ‌مُ، الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ.[علق/ ۵-۱]».

قرآن در اصل منبع اصلی علم محسوب می‌شد و مسلمانان موظف بودند که درباره طبیعت مطالعه و آن‌را به وجهی عقلانی تعبیر و تفسیر کنند. علاوه بر قرآن، پیامبر اکرم خود به کرّات و به فصاحت و قوت بر اهمیت کسب علم تأکید فرموده‌اند. بنابراین، تردید نیست که قرآن و اقوال حضرت محمد (صلی الله علیه و اله) و اهل‌بیت ایشان منبع الهام اندیشه‌های فلسفی و علمی مسلمانان بوده است.[۱] علوم از منظر اسلام به دو دسته عمده تقسیم می‌شوند:

دسته اول: علومی که از یادگیری و تعلیم آن‌ها صریحاً نهی شده مثل علم سحر و یا برای فرد و جامعه فساد‌آفرین هستند و همین‌طور علومی که شخص به قصد ضرر زدن به دیگران می‌آموزد، تعلم این دسته از علوم حرام می‌باشد مگر در مواقع ضرورت، مثلاً سحر را برای ابطال سحر دیگران بیاموزد.
دسته دوم: علومی که مشخصات گروه قبل را ندارند، که این‌ها نیز بر دو گروه‌اند؛ دانش‌هایی که مقدمه سازندگی مادی و یا معنوی، دنیوی و یا اخروی، فردی و یا اجتماعی می‌باشند و بدون آن‌ها اساس حیات مادی و معنوی انسان به مخاطره می‌افتد؛ تحصیل این علوم به صورت واجب عینی مثل شناخت عقاید و تکالیف شرعیه و یا واجب کفائی مثل علم طب و شیمی بر همگان لازم است. همچنین دانش‌هایی که نقش حیاتی در زندگی فرد و یا اجتماع ندارند که این گروه خود بر سه قسم‌اند؛ نخست هر دانشی که مقدمه تقویت بنیه مادی و یا معنوی فرد یا جامعه است و با قصد قربت فرا گرفته شوند(مستحب). بخش دوم؛ همین دانش‌ها اگر بدون قصد قربت آموخته شوند(مباح). و سوم هم دانش‌هایی که مقدمه فساد نیستند اما سودی نیز در برندارند و موجب تضییع عمر گردند(مکروه).[۲]

تاریخ علم در اسلام به ما نشان داده است که در قرآن هیچ چیزی مانع از تجربه موفقیت‌آمیز علم نیست. شکوفایی علم در کشورهای اسلامی در چندین قرن پیش این امر را به وضوح نشان می‌دهد. هرچند که نویسندگان مختلفی به تبیین چرایی افول علم پس از این دوره پرداخته‌اند. ولی این بدین معنا نیست که علم نمی‌تواند بار دیگر در آینده شکوفا گردد. به علاوه، مفهوم «علم اسلامی» به ما یادآور می‌شود که علم، مستقل از جامعه نیست، بلکه باید تحت سیاست عمومی، در خدمت اهداف آن باشد. پس از تفاوت بین علم امروز و علم اسلامی آن است که در اسلام بین هدف‌ها و وسایل علم تفاوتی وجود ندارد و هر دو تابع ملاک‌های اخلاقی و ارزشی اسلام‌اند. در مجموع، علم اسلامی به معنای پرداختن به علم مفید هماهنگ با مذهب جامعه است. دانشمندان مسلمان از آن جنبه‌های اخلاقی که ذاتی علم اسلامی است رهنمود گرفتند، جنبه‌های چون توجه به رفاه اجتماعی و مصلحت عمومی، ترویج توحید، علم، عدل و عبادت. آنان مجهز به سلاح این فلسفه، تشویق می‌شدند که علم را به نحوی توسعه بخشند که به ارزش‌های حیات، نیازهای اساسی انسان، محافظت از طبیعت و منفعت اجتماعی توجه شود. به علاوه، مشاهده‌ها و آزمایش‌های نظام‌دار و تحلیل دقیق ریاضی آن‌ها برخی از ویژگی‌های علم اسلامی در تاریخ است. این مفاهیم در شکل بخشیدن به فعالیت‌های دانشمندان مسلمان در قرون وسطی نقش مسلطی داشت. در ضمن این مفاهیم آن‌قدر پویایی دارند که همان سنت در جهان معاصر بازآفرینی کنند. سرانجام می‌توان گفت که علم اسلامی را باید نه همچون پاره نظامی از علم غربی بلکه برحسب خود آن ارزیابی کرد. این ارزیابی مستلزم تحلیلی از تاریخ اسلام است تا کیفیات شاخص آن روشن شود و در نهایت عناصری که ممکن است علم جدید اسلامی را تشکیل دهند معلوم گردد.[۳]

جنبش علمی در جهان اسلام:
سرآمدان جنبش علمی در اسلام در بیش از یک رشته استاد بودند و در چندین موضوع تبحر داشتند. بنابراین یک پزشک در عین‌ حال ممکن بود یک فیلسوف، متألّه، ریاضی‌دان، شیمی‌دان، جغرافی‌دان، شاعر یا حقوق‌دان باشد. رازی بیش از ۱۷۰ کتاب و رساله در طب، علوم طبیعی، شیمی، فلسفه، الهیات، ریاضیات، منطق، مابعدالطبیعة و موضوعات متنوع دیگر تألیف کرد. عمر خیام نمونه دیگری است. وی شاعر بزرگ و ریاضیدانی برجسته بود که در هندسه تحلیلی پیشکسوت دکارت محسوب می‌شد.[۴]
طی چندین قرن، دانشمندان مسلمانی که هریک در رشته مربوطه خود سرآمد دوران بودند، علم را فعالانه در بسیاری از سرزمین‌های جهان اسلام پی‌ریزی کردند. در این کوشش دستاوردهای دانشمندان مسلمان تنها می‌توان برخی از جنبه‌های پر اهمیت چهار علم ریاضیات، نجوم، شیمی، فیزیک ذکری به میان آورد.

۱- ریاضیات؛ در واقع همه شاخه‌های ریاضیات امروز را می‌توان به تلاش‌های دانشمندان مسلمان نسبت داد. ارزشمندترین سهم مسلمانان در ریاضیات به کار بستن اعداد عربی و سیستم اعشاری (ده‌دهی) است. پیش از قرن نهم (قرن سوم ه.ق) اعداد رومی معمول بود که در آن «صفر» وجود نداشت. مسلمانان صفر را معمول کردند که کار ریاضیات را ساده‌تر می‌کرد. اروپائیان روش جدید را «الگوریتم» نامیدند که از نام خوارزمی (وفات ۲۳۲ ه.ق) گرفته شده است. جبر، که ابداع خوارزمی بود، بعداً توسط عمر خیام (وفات ۵۱۵ یا ۵۱۷ ه.ق) تکمیل گردید. خیام هندسه تحلیلی را تکامل بخشید، بعلاوه عملاً همه انواع معادلات مکعب را با استفاده از مقطع‌های مخروطی حل کرد. به همین ترتیب مسلمانان مبتکران هندسه مسطحه و کروی بودند. ابوعلی حسن بن هیثم (وفات ۴۳۰ ه.ق) و ثابت بن قره (وفات ۴۳۰ ه.ق) پیشتازان این رشته‌ها بودند. در حوزه مثلثات، نظریه توابع، «سینوس»، «کسینوس» و «تانژانت» توسط ریاضیدانان مسلمانان شکل گرفت. محمد بن بتانی (وفات ۳۱۷ ه.ق) بنیان‌گذار این رشته محسوب می‌شود.

۲. نجوم؛ نجوم نزد مسلمانان از علوم دقیقه‌ای بود که تحت عنوان ریاضیات طبقه‌بندی می‌شد. موقعیت، حرکات ستارگان و بیان آن‌ها به زبان ریاضی و تعیین اوقاف و فصول از جمله موضوعات نجوم بود. نجوم در دریانوردی و سفر در بیابان‌ها نیز کارایی داشت. منجمان مسلمان در جریان فعالیت‌های خود رصدخانه‌هایی ساختند و ابزار وسایل رصد کردن را ابداع یا تکمیل کردند. از جمله اسطرلاب، ساعت، سوزن‌های مغناطیسی (برای دریانوردی)، قطب‌نما و ابزار و وسایل متعدد دیگر.

۳- شیمی؛ جابر بن حیان پدر شیمی نظیر نقش ارسطو در فلسفه است. وی روش‌های تکلیس، تبلور، محلول‌سازی، تصفیه و احیا یا استحاله را تکمیل کرد. در مقام آزمایشگری بزرگ آزمایشگاه مجهزی در کوفه داشت که دوازده قرن پیش، هنوز در شیمی و صنایع شیمیایی امروز معتبر است. از جمله روش‌های تصفیه فلزات، رنگ کردن و لباس و چرم، ضد آب کردن لباس از طریق نوعی روغن جلا و جلوگیری از زنگ زدن آهن.

۴- فیزیک؛ در مطالعه طبیعت، کسانی چون قطب‌الدین شیرازی (وفات۷۱۰ ه.ق) ابن هیثم، بیرونی و عبدالرحمان خازنی (پنجم و ششم ه.ق) به مشاهده، آزمایش و تحلیل داده‌های ناشی از مشاهده و تجربه می‌پرداختند. کار ابن هیثم در نورشناسی (optics) بیسار پر اهمیت بود و از این رو او را بنیان‌گذار نورشناسی مدرن می‌دانند. کتاب المناظر وی به لاتین ترجمه شد و قاعدتاً باید بر مطالعات بعدی "راجر بیکن" و "ویتلو" تأثیر گذاشته باشد. وی در کتابش قانون شکست نور را در هنگام عبور از دو واسطه متفاوت تعیین کرد. او اعلام کرد که نور از شیء به چشم ساطع می‌شود و چشم را به مشابه یک دستگاه انکسار نور مورد بررسی قرار می‌دهد. به علاوه، در مورد پدیده شکست جوی نور تحقیقاتی انجام داد و عدسی‌ها و آینه‌ها را بررسی و تکمیل کرد. او نخستین کسی بود که پدیده «اتاق تاریک» (camera obscura) را در خلاف کسوف شرح داد. وی در مورد حرکت اجسام نیز مطالعاتی انجام داد و نتیجه گرفت که حرکت، اصل لختی (اینرسی) را کشف کرد و اظهار داشت که جسم متحرک تا ابد حرکت می‌کند مگر اینکه نیرویی آن را متوقف کند یا حرکت آن را تغییر دهد. بیرونی نابغه دیگری بود که جغرافی‌دان، ریاضی‌دان و منجم و فیزیک‌دان بود. کتاب «التفهیم لاوائل التنجیم» او طی چندین قرن متن درسی بود و «قانون مسعودی» وی اثر کلاسیک نجومی اسلامی محسوب می‌شد. وی در موضوع ثقل ویژه (چگالی نسبی) مطالعاتی کرد و فرمول‌هایی را برای تعیین وزن مطلق و وزن مخصوص تمام اشیاء را ارائه داد. خازنی طبیعی‌دان بزرگ دیگری بود که در زمینه مکانیک و هیدرواستاتیک به مطالعه پرداخت. کتاب میزان‌الحکمة وی به طور عمده به این دو موضوع اختصاص دارد. این کتاب یکی از برجسته‌ترین آثار در زمینه مکانیک، هیدرواستاتیک و فیزیک در قرون وسطاست. خازنی وزن و چگالی هوا را اندازه‌گیری کرد و کشش سطحی مایعات را مورد مطالعه قرار داد. کتاب او حاوی نظریه‌ای در مورد ثقل است، که به نظر وی نیرویی مرکزی است که به سمت مرکز عالم (یعنی کره زمین) گرایش دارد. بنوموسی، ابن‌سینا و شیرازی نیز با مکانیک و هیدرواستاتیک سروکار داشته‌اند. شیرازی که در باب مکانیک، نورشناسی و پدیده‌های جوی آثاری دارد، نخستین کسی بود که توضیح داد رنگین‌کمان از شکست اشعه خورشید در قطرات ریز آب موجود در هوا ایجاد می‌شود.

سرانجام، باید افزود که مسلمانان در علوم متعدد دیگری چون طب، کشاورزی، دریانوردی، معماری، جغرافی و غیره نیز تبحّر و استادی خود را نشان دادند. حتی در همین توضیح مختصر هم مشاهده ﻣﯽ‌كنیم چگونه مسلمین متقدم چنین علوم مهمی را پروراندند که بعدها با انتقالشان به غرب راه علوم و تکنولوژی پیشرفته‌تر هموار گردید.[۵]

پی‌نوشت‌ها:

[۱]. سیر تفکر علمی در نزد مسلمانان، کاووس محنک، دانشگاه بین‌المللی ژاپن، رهیافت، شماره پنجم، تابستان و پاییز ۱۳۷۲.
[۲]. سیمای علم و حکمت در قرآن و حدیث، محمدی ری‌شهری، دارالحدیث، اول، ص ۱۵۱.
[۳]. سیر تفکر علمی در نزد مسلمانان، کاووس محنک، دانشگاه بین‌المللی ژاپن، رهیافت، شماره پنجم، تابستان و پاییز ۱۳۷۲.
[۴]. همان

[۵]. همان

برای مطالعه همه مطالب بنده در سایت اینجا كلیك كنید





طبقه بندی: دین شناسی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه سی ام بهمنماه سال 1393 توسط : احمد صادقی
  • تعداد کل صفحات : 34  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...